دلم......

ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺱ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﮐﺮﺩﻩ
ﯾﮎ ﺭﻓﯿﻖِ ﺷﺶ ﺩﺍﻧﮓ
ﯾﮎ ﺁﺭﺍﻡِ ﺩﻝ ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻩ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺤﮏ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ
ﻧﺒﺎﺷﺩ
ﺭﻓﯿﻘﯽ ﮐﻪ
ﻣﻦ ﻧﮕﻭﯾﻢ ﻭ ﺍﻭ ﺑﺸﻨﻮﺩ ...
ﺑﺨﻨﺪﻡ ﻭ ﺣﺠــﻢ ﺑﻐﻀﻢ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻡﺑﺒﯿﻨد...
ﺭﻓﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﮕﻭﯾﻢ ﺑﺮﻭ ، ﺍﻣﺎﺑﻤﺍﻧﺪ...


/ 24 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرونازشیراز

صندلیت را کـــنار صندلی ام بــگــــــــــــــذار! همنشینی با تــــــــــــــو یعنــــی " تعطیــــــلی رسمی تمام دردها " .... ممنونتتتتتتتتتتتتتتم........[گل][قلب]

سرونازشیراز

صندلیت را کـــنار صندلی ام بــگــــــــــــــذار! همنشینی با تــــــــــــــو یعنــــی " تعطیــــــلی رسمی تمام دردها " .... ممنونتتتتتتتتتتتتتتم........[گل][قلب]

علی

حتی اگر ذهنت با “من” نباشد ! هرگاه بدانم جایم در “دلت” استوار است آرامم + سلام بعد چن وقت آپــــــــــــم خوشحال میشم با کامنتات بتـــــــــــرکونی!

محسن

سلام وبلاگ قشنگی داری. ب منم سر بزن[گل]

احسان

تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی من در آن لحظه که هیچ کس نیست ، با من از تو می گوید … ولی درد من این است که دیریست باران نمی بارد ! .........

سلام

وقت بخیر اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . http://salamshokravi.persianblog.ir شکروی (◔◡◔)(◕‿◕)(◔◡◔)

مهدی

با عشق علی هرکه سرو کار ندارد خشکیده نهالیست که رخسار ندار از آتش دوزخ نهراسیم که آتش هرگز به محبُانِ علی کار ندارد [گل] با تبریک میلاد خورشید کعبه برایتان بهترینها را آرزو دارم. یاعلی

احسان

ز کودکی در ِ این خانه کار می کردم به نوکری حسین افتخار می کردم اگر خدا به تن من هزار جان می داد برای حضرت زینب نثار می کردم وفات بزرگ بانوی کربلا، حضرت زینب کبری سلام الله علیها را تسلیت عرض میکنیم .

مصطفی پورحکاک

طعم خنجری که در میان کتف های تو نشسته است جالب است و تلخ ، خنجری که انتظار آن نمیرود خورده است و تو ، هاج و واج مانده ای پشت سر نه دشمنی ، نه یک نفر غریبه ای ، یک نفر فقط که تو به او و او به تو تکیه میزند فقط همان آه زخم خنجری عمیق آه زخم خنجر رفیق آرزوی این لحظه را همیشه داشتم خنجری که دوست میزند ، برای من از خراش دشمنان صد هزار بار بهتر است مصطفی پورحکاک

mahya

خیلی خیلی تنهام...... کاشکی کسی بود .....