عطار

ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم

نام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم

پیش ز ما جان ما خورد شراب الست

ما همه زان یک شراب مست الست آمدیم

خاک بد آدم که دوست جرعه بدان خاک ریخت

ما همه زان جرعهٔ دوست به دست آمدیم

ساقی جام الست چون و سقیهم بگفت

ما ز پی نیستی عاشق هست آمدیم

دوست چهل بامداد در گل ما داشت دست

تا چو گل از دست دوست دست به دست آمدیم

شست درافکند یار بر سر دریای عشق

تا ز پی چل صباح جمله به شست آمدیم

خیز و دلا مست شو از می قدسی از آنک

ما نه بدین تیره جای بهر نشست آمدیم

دوست چو جبار بود هیچ شکستی نداشت

گفت شکست آورید ما به شکست آمدیم

گوهر عطار یافت قدر و بلندی ز عشق

گرچه ز تأثیر جسم جوهر پست آمدیم

/ 7 نظر / 22 بازدید
h

ای شب به پاس صحبت دیرین، خدای را، با او بگو حکایت شب زنده داریم. با او بگو که چه می کشم از درد اشتیاق شاید وفا کند بشتابد به یاریم. ممنون از حضور سبزتون...

عاشق

سلام خانومی.وبلاگت عالیه.یه خواهش کوچولو ازت دارم.11 شهریور تولده عشقمه.میشه به وبلاگی که براش ساختم بیایی و بهش تبریک بگی.ممنوننت میشم.نظر بارونش کن.ببیسنم چیکار میکنی

حمزه عليزاده

بسيار زيباست ... سليقه بسيار خوبي داريد ...[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][دست]

محمد (ارمیا)

سلام بانوی گرامی چند پست وبلاگ شما را مطالعه کردم و لذت بردم. با اجازه شما لینک شدید. شما هم به وبلاگم تشریف بیاورید و اگر از خواندن مطالب وبلاگم خوشتان آمد لینکم کنید. [گل][گل]